پایگاه اطلاع رسانی «دروجان»
«دروجان» پنجره ای رو به تات زبانان شاهرود خلخال
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
نظرسنجی
نظر شما نسبت به عملکرد سایت دروج آن چیست؟





ویدئوها
نویسندگان

                     حضور زنان درو در نخستین جشنواره ملی غذاهای سنتی و اقوام ایرانی

زنان درو در نخستین جشنواره ملی غذاهای سنتی و اقوام ایرانی به اجرای آیینها و بازیهای محلی پرداختند. این جشنواره  که از دیروز در پارک اللر باغی شهر خلخال آغاز شده بود و تا عصر فردا ادامه دارد و با استقبال خوب و شرکت  25 استان  از کشور شور و حال خاصی به شهرستان خلخال بخشیده بود . آشنایی با غذا های سنتی سایر استان ها و  آیین و سنن اقوام ایرانی و معرفی آن به سایر استان ها از اهداف اصلی این جشنواره بود.

یکی از آیینهای درو جشنواره بازی ها است که هر سال در روز سیزده نوروز در دل باغهای سرسبز درو در میان خانواده ها اجرا میگردد و هرکسی، زن، مرد، پیر و جوان، هرکس به بازیهای خاص خود میپردازند. این جشنواره که چند سالی است با شکوه هرچه تمام تر برقرار میشود، امروزه مورد توجه فروانی قرار گرفته است.  و در جشنواره ملی غذاهای سنتی و اقوام ایرانی هم زنان دروی امروز به اجرا پرداختند که با استقبال خوب بازدیدگنندگان از این جشنواره روبه رو بود. گرچه این نخستین بار است که زنان دروی در یک جشنواره ملی شرکت میکنند، اما اجرای موفق آنها مورد توجه رسانه ها و مردم حاضر در جشنواره قرار گرفت.

از همین جا از همه بانوان و زنان دروی که زحمت کشیدند، صمیمانه سپاسگزاری مینماییم و به همه انها میگوییم:

                                                  «شمه دَس دَرد مَکَره»







لینک های مرتبط :


نوع مطلب : آیین های سنتی مذهبی، فرهنگ و ادب، 
برچسب ها : نخستین جشنواره ملی غذاهای سنتی و اقوام ایرانی، شهرستان خلخال، روستای درو، پارک اللر باغی،
          
پنجشنبه 16 مرداد 1393

منطقه پشیان در قسمت شرقی روستای درو یکی از مناطقی است که گندم و جو و عدس به صورت دیم در آن کاشته می شود. در این مکان به دلیل کوهستانی بودن و عدم امکان استفاده از ماشین های صنعتی برداشت محصولات زراعی به طریق سنتی و با داس انجام می شود. مردم روستا با همکاری تمام اعضای خانواده و روستا و به صورت گروهی به مدت 15 تا 20 روز اقدام به برداشت محصول خود می کنند.که معمولا این کار با اواخر ماه تیر متقارن خواهد بود .

یک خسته نباشید ویژه به همه پدران و مادران زحمتکش روستا در این روزهای گرم تابستانی 

[http://www.aparat.com/v/7ZcA3]






برای دیدن بقیه عکسها اینجا >>> را کلیک کنید.


لینک های مرتبط :


نوع مطلب : آیین های سنتی مذهبی، 
برچسب ها : گزارش تصویری برداشت گندم به روش سنتی، روستای درو، زمان برداشت محصول زراعی،
          
چهارشنبه 25 تیر 1393

 -                                           خودمانی بگوییم: دلم برای «واشه دورنی» تنگ شده است.

                        - «مَشهَدی خدا قووت بده»

     -  «پرشوی حسن جان، کا ده آی؟»

                  -  «پلنگا ده» 

حتی برای خستگیهایش بی‌تاب شده‌ام. یکی مرا به پیاله‌ای «تلیت» دعوت کند. تشنه‌ام. هوس چایی واشه‌جار کرده‌ام. داس و «درای» کودکی‌ام کجاست؟ کفش کودکی‌ام را پیدا کنید. بخدا دیگر خسته نیستم و قول می‌دهم صبح علی الطلوع حتی زودتر از پسران مشهدی فلانی بلندشوم و پالان خر را بگذارم  و «امانَه» یا کوله‌بار را بردارم و بروم. قول میدهم دیگر «کسیه‌ماست» را فراموش نکنم و بروم از چشمه برایتان آب بیاورم چایی بگذارم. بخدا قول میدهم «شو آخر» را خودم درو کنم. باور کنید هوس یکبار بستن «تنگ» و کشیدن «سرتنگ» به سرم زده است. این بار فقط میخواهم به بار کج خودم سنگ بزنم، دیگر قول میدهم بار راست و درست حسن (بچه همسایه‌مان) را خراب نکنم. آن دفعه شیطان گولم زد، باور کنید آن روز خودم هم کمی ناراحت شدم که بار حسن خراب شد و من کمکش نکردم و «درزه بار» خودم را برداشتم و رفتم تا زودتر از حسن بخانه برسم. چگونه بگویم چند سالست درگز ندیده ام، دلم برای موسیقی درگز کوسسن مشهدی تنگ شده است. مرا یکبار هم شده به «هنگام» تان ببرید. من اینجا دلم پوسید. سالهاست «چکوش سندان» ندیده‌ام، دیگر به یاد ندارم چرا باید «درا سونه سگ» را قبل از تیز کردن  آب بزنم، باور کنید نمیدام «کونه لا» را اول به بار می‌بندند یا «کونه لا آگرد» را. من  الان چندین سال است «های های، آهه» نگفته ام، چند سال است «رده» نداده‌ام. آخر نمیدانید چه کیفی دارد وقتی غروب اخرین «درز» را به بار «درزه‌بار» میبندی و راهی خانه میشوی و در راه به همه «خدا قوت با» بگویی: «خدا قووت بده مشهدی»، «پرشوی».


مرا با «درزه بارتان» دوباره آشتی بدهید.

«هنگام» درزه بار

دوستان، عزیزان، «درزه بارچیان» قدیم و بزرگان جدید!

بیایید کمی از درزه بار بگویـیم، هر چه میدانیم، خواهشمند است وقتی میخوانید مطلب را حتما نظرتان را بنویسید درباره مسایل زیر، حتما از مسایل زیر یک موردی  نظر شما را جلب خواهد کرد، خودمانی باشید نترسید، تن به کلمه بسپارید: «شمه ناجه یان و اشتن خاطره یان باجَه»:

    1-    چه کسی از شما اصلا درزه بار نکرده است (البته باید به او گفت خیلی «خسه بخت» است)؟

     2-    انواع درزه بار از نظر تعداد درز چند نوع  است؟

         3-    «درزه‌‌بارچی» چه وسایلی معمولا به همراه دارد؟

      4-    درزه بار کردن چه خطراتی دارد و شما تا حالا کدام خطرش را تجربه کرده‌اید.

     5-    دورترین مسیری  که از انجا درزه بار کرده‌اید، کجاست؟

     6-    آخرین باری که خر دیگران را قرض گرفته‌اید و درزه بار کرده‌اید چند سال قبل بود؟

    7-    چه خاطره ای از درزه بار کردن خودتان و دیگران دارید؟

 

شعر درزه بارچی (ج. سبزعلیپور)


دانلود قطعه

 درزه بــــارم وارده دِدِه،  بــَـره آکه مرا          نانه و شته‌سَر  پگی با، بـــــاره آکه مرا

چنده بشـــوم اَورازه بام، کَنه خَر راه نشو          مَرده لاون کره خانَی طیله یان  کُو دَشو

چَنده پِــــرانجم لافنده، پاره بیــََـه دَسم          بلف دده از بی بشوم، خرده نان آرسم

ام ای گـــره آمِــندَه را، خیلی ارهِ م دَرَند          کَفاینه ملله امه زا،  چـــمن بارش برند.

راسسی دده ام ای گره، بارم اشتن آوسس          اَ باره سرتنگه فقط ای کَمیم شل دوس

اَجانه بات مغـــریبه را،  مرا گالش خــره         ام گالشم شندره دِه،  چمن پایان بره

ام ای گره بشوم بارم، اگاه شیش بــار مانه       صبا ایله خر اگیرم، واشه کار تمانه

آخ ته نزانی شیه را، چــــزنم خر پـِـخت        خالیانه زغـــه بره، حَسنه خر بخت

حسن باره بن جیشه و، چه دومش دس دکرد      چهار نفری اَ بارمان، زور نه راس آکرد














لینک های مرتبط :


نوع مطلب : شعر و متن تاتی، ویدنوها و موسیقی‌ها، آیین های سنتی مذهبی، فرهنگ و ادب، اشعار دکتر جهاندوست سبزعلیپور، 
برچسب ها : واشه درونی، درزه بار، روستای درو،
          
چهارشنبه 4 تیر 1393

                آیین سنتی پشم چینی گوسفندان (مالَه بری)

 آیین‌ها و اساطیر جزیی جدانشدنی از زندگی بشر هستند و هیچ وقت نبوده است که زندگی انسان خالی از اینها باشد. کشورهایی که قدمتی چندین هزار ساله دارند، و اساطیر، آیینها و فرهنگشان در سراسر دنیا شناخته شده است، به مراتب بیش از دیگر کشورها میتوان آیین‌های کهن را در آنها ردپایی کرد. مثلاً در کشور مصر، چین، ایران و هند آیین‌های کهن و باستانی بیش از سایر کشورهاست. 

نیاز بشر به آیین و  مراسم چیزی نیست که قانون اساسی و مدنی یک کشور آن را تعیین کند، آیین‌ها بیشتر به طور خودجوش توسط مردم برپا شده‌اند یعنی نیازی فطری و روانی آنها را به طرف برگزاری آیینها سوق داده است. برعکس دنیای امروز که برگزاری مراسم نیاز به هماهنگی و برنامه‌ریزی دارد، در ازمنه قدیم، آیین‌ها چندان تابع برنامه از پیش تعیین شده نبودند، فقط تقویم سالانه و تکرار تاریخ، انسان هر عصری را ملزم به برپایی آیین‌ها می‌کرد و در برگزاری هر آیین سالانه لذتی بود که ضامن بقای آن آیین بود و هیچ چیزی هم نمی‌توانست آن را نابود کند چرا که اعتقاد راسخ به وجود ان آیین چندان بود که هیچ شک و شبه‌ای ایجاد نمی‌کرد و کسی هم بخاطر چشم داشت یا نیازهای کاذب مادی قصد انجام آن را نداشت. مثلاً در چهارشنبه‌سوری، سیزده بدر و یا عید نوروز هر سال کسی کوچکترین شکی نداشت و برگزاری ان آیین را اصل بزرگی در زندگی ‌می‌دانستند. برخلاف امروز که اغلب مردم از برگزاری آیین‌ها و مراسم اجتماعی جدید چشم‌داشتهای خاصی دارند.

بشر در طول تاریخ با رعایت تک تک آیین‌ها و اجرای بموقع انها نیازهای روانی خود را برطرف کرده و همین انجام به موقع هر آیین به او نیروی مضاعفی ‌داده است که توان او را برای مبارزه با مشکلات زندگی بیشتر کرده است. امروزه بشر با دست کم گرفتن این آیین‌ها متاسفانه هرگز نتواسته است آنچنان که باید تخلیه روانی شود و انسان معاصر به حالتی دچار شده است که به جنون می‌ماند و برای برطرف کردن این‌خلاء های روانی دست به کارهایی می‌زند که در هیچ زمانی سابقه نداشته است. بنابراین برای آرام کردن  انسان و رساندن او به آرامش باید به او اجازه دهیم تا جاییکه امکان دارد آیین‌هایش را بموقع اجرا کند تا کاملا ً از نظر روانی تخلیه شود و آمادگی بیشتری برای تلاش در جامعه به دست آورد و نیز به درجه مقاومت او در برابر سختی‌ها افزوده شود. 

 یکی از وظایفی که بر عهده دولت، و سازمان‌های مختلف مدنی است، این است که برای آرام کردن سرکشی‌ها و طغیان‌های روانی و ایجاد بهر‌ه‌وری بیشتر در انسان، آیین‌های هر قومی را با پژوهش‌های درست و علمی شناسایی کنند و اجازه دهند مردمان هر قومی آن آیین‌ها را همه‌ساله تکرار و یا احیا و بازسازی کنند. در حال حاضر در کشور ما آیین‌هایی است که در گوشه گوشه کشورمان در حال اجرا ست و اگر به آنها توجه نشود ممکن است کم کم نابود شوند. حالا که مردمان هر قومی با تکرار سالیانه آیین‌ها، آنها تا عصر حاضر کشانده و آورده‌اند، نگذاریم فروغشان کم‌سویشان خاموش شود نیاز است آنها را شعله‌ور ترشان کنیم.

حال یکی از این آیین ها که همه ساله به شیوه ای خاص و با همکاری اهالی بخصوص دامداران و با یک نوع تعاون و همیاری انجام می شود آیین پشم چینی گوسفندان یا همان ( مالَه بری ) در زبان محلی تاتی است. این آیین همه ساله با آغاز فصل بهار  به این شیوه آغاز می شود که دامداران با یک برنامه از قبل تعین شده روز مشخصی را معین نموده تا پشم گوسفندان را بچینند و این کار یعنی پشم چینی به این خاطر  انجام می شود که دامداران معتقد هستند چون به سمت فصل گرما می روند پشم زیاد باعث اذیت شدن و لاغر شدن گوسفند می شود و این امر در شیردهی گوسفندان تاثیر گذار خواهد بود.  در این روز پیر وجوان، زن و مرد و حتی فرزندان در این آیین به کمک  بزرگترها خواهند رفت.  نقش زنان در این آیین بسیار موثر و هم دوش مردان در جمع کردن پشم ها، تمیز کردن و شستن پشم ها و تهیه غذای آن روز برای مردان به خوبی به چشم میخورد. به گفته دامداران از هر گوسفند یک کیلو پشم بدست میآید. پشم گوسفندان در زندگی روستائیان اهمیت فراوان دارد و تامین کننده پشم لحاف و تشک مورد نیاز اهالی و حتی نوعی در آمد برای دامداران از  فروش مازاد بر مصرف آن محسوب خواهد شد . مواد اولیه صنایع دستی روستاییان از جمله جوراب، دستکش، شلوار، و ... از پشم تهیه میشود.

برای مشاهده عکس ها در اندازه واقعی بر  روی آن  کلیک نمائید :


عکس و گزارش: مهدی ویسانیان (خرداد ( 1393)

گزارش این آیین بعدظهر امروز جمعه مورخه 1393/03/30 ساعت 16 از رادیو اردبیل و ساعت 19/15 از خبر استانی (شبکه سبلان)  و فردا از شبکه خبر نیز پخش خواهد  شد. که فایل ضبط شده آن در اسرع وقت جهت مشاهده عموم در سایت بارگذاری خواهد شد. جا دارد در اینجا از خبرنگار شبکه استانی مستقر در شهرستان خلخال جناب آقای سید مصطفی مرادخانی جهت قبول زحمات و تهیه گزارش تصویری این آیین و ارسال به شبکه سبلان و  شبکه خبر،  به نمایندگی از اهالی روستای درو  تقدیر و تشکر نمایم .





لینک های مرتبط :


نوع مطلب : آیین های سنتی مذهبی، فرهنگ و ادب، 
برچسب ها : آیین سنتی پشم چینی گوسفندان، دامداران، شهرستان خلخال، روستای درو، سید مصطفی مرادخانی، شبکه سبلان، شبکه خبر،
          
پنجشنبه 29 خرداد 1393

 گل آلاله یکی از گل‌های زیبا و خوش عطر و بویی است که در خرداد در کوههای  روستا می‌روید . می‌توان گفت این گل به نوعی با فرهنگ مردم روستا در آمیخته است . به طوری که مادران روستا معتقد هستند در زمان رویش و درآمدن این گل دسته‌ای از آن را چیده و بر دسته نِره (همان ظرف سفالی که با آن کره درست می‌کنند ) می‌بندند و بر این باورند که این کار باعث فزونی کره هست .

و در زمان نِره نیوسن (تکان دادن نِره) ابیاتی را نیز با خود زمزمه می کردند :

نِرَه نِرَه دو دو 

چَمه مالان بشین کو 

چَمراشان واردَه ماس و دو 

ویشتری کَره کمتری دو

هیش کسی را مواجه 

امه زنن لسه و چو

...

ترجمه

 نِره همان ظرف سفالی که با آن کره درست می‌کنند و دودو صوتی برای خواندن گوسفندان می باشد .  

حیوانات ما برای چرا به کوه و مراتع رفتند

برای ما ماست و دوغ آورده اند 

بیشتری اش کره و کمتری اش دوغ 

برای هیچ کسی نگویید 

چون ما را با چوب دستی چوپان می زنند

 





لینک های مرتبط :


نوع مطلب : آیین های سنتی مذهبی، فرهنگ و ادب، 
برچسب ها : اَلالَه، گل آلاله، نِره، دوغ و کره محلی، روستای درو،
          
یکشنبه 11 خرداد 1393
 احدی رئیس هیئت ورزش های روستایی و بازی های بومی محلی استان اردبیل در خصوص 

جشنواره بازی های بومی محلی روستای درو در روز سیزده بدر گفت :



همزمان با روز طبیعت در تمام روستاهای استان اردبیل آئین ها و آداب خاصی اجرا می‌شود که این آئین در روستای تات نشین "درو" به عنوان یکی از کهن ترین روستاهای منطقه با برگزاری جشن ها و بازی های بومی محلی متنوعی همراه است که به شکلی آیینی به منزله تجدید میثاق با طبیعت است.






لینک های مرتبط :


نوع مطلب : آیین های سنتی مذهبی، 
برچسب ها : احدی رئیس هیئت ورزش های روستایی و بازی های بومی محلی استان اردبیل، بازی های بومی محلی شهرستان خلخال، بازی های بومی محلی روستای درو،
          
جمعه 15 فروردین 1393


شمَه گلَه گلَه چارشَنبَه موبارک .

 

چهارشنبه‌سوری یکی از جشن‌های ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبه سال (سه‌شنبه شب) برگزار می‌شود. در شاهنامه فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان دهنده کهن بودن جشن چهارشنبه‌سوری است. مراسم سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌ است.

آتش افروختن شب چهارشنبه ی آخر سال، یا چهارشنبه آخر صفر را، برخی به قیام مختار نسبت می دهند : مختار سردار معروف عرب وقتی از زندان خلاصی یافت و به خونخواهی شهیدان کربلا قیام کرد، برای این که موافق و مخالف را از هم تمیز دهد و بر کفار بتازد، دستور داد شیعیان بر بام خانه خود آتش روشن کنند و این شب مصادف با شب چهارشنبه آخر سال بود. و از آن به بعد مرسوم شد.

واژه «چهارشنبه‌سوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری که به معنی سرخ است ساخته شده‌است.

برگزاری چهارشنبه سوری، در روستای " درو  "، بدین صورت است که شب آخرین چهارشنبه ی سال (یعنی نزدیک غروب آفتاب روز سه شنبه)، بیرون از خانه، جلو در یا پشت بام منازل ، در فضایی مناسب، آتشی از بوته های گون که توسط فرزندان پسر و یا مردان خانواده از کوهای اطراف روستا تهیه شده است  می افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روی آتش می پرند و با گفتن : «زردی من از تو، سرخی تو از من»، بیماری ها و ناراحتی ها و نگرانی های سال کهنه را به آتش می سپارند، تا سال نو را با آسودگی و شادی آغاز کنند.از باورها و رسم های چهارشنبه سوری که هنوز به کلی فراموش نشده اند و هنوز برخی از  این مراسم ها برگزار میشوند عبارتند از:

آجیل چهارشنبه سوری :

رسمی که از قدیم در این روستا متداول بوده است ، تهیه و خوردن آجیل چهارشنبه سوری است . این آجیل شور و شیرین ، مانند آجیل مشگل گشاست؛ یعنی علاوه بر مواد اصلی بو داده ی شور و شیرین، مانند آجیل، برگه  زردآلو ، قیسی ، کشمش سبز ،  ، باسلـُق ، پسته و بادام ، فندق  ، نقل ، شکرپنیر ، و مغز گردو هم اضافه می کنند. خوردن این آجیل در شب چهارشنبه سوری ، به اعتقاد مردم باعث شگون و خوش یمنی است.

چیدن تَره چهارشنه سوری :

که ابن کار توسط زنان روستا در چند روز قبل یا بعد ظهر همان روز انجام می شود و این کار نشان دهنده شروع سرسبزی و طراوت می باشد .





لینک های مرتبط :


نوع مطلب : آیین های سنتی مذهبی، فرهنگ و ادب، 
برچسب ها : چهار شنبه سوری، آئین برگزاری چهرشنبه سوری در روستاهای خلخال، روستای زیبای درو،
          
دوشنبه 26 اسفند 1392

سلَه کار : برداشت و تبدیل فضولات و سرگین های دامی که در شش ماهه پاییز و زمستان در سلنگاه (جایی که در آن پهن و فضولات دام ها را نگهداری می کنند ودر بهار آنها را به کوجَه تبدیل می کنند .) انباشته شده بود ، بدین صورت که یک روز عده ای از مردان جمع می شوند با تهیه آب زیادی سرگین ها را می خیسانند و بسیار لگد می زنند و تا صبح همچنان می گذارند تا کاملا نرم شود و در صبح زنان و دختران محل جمع می شوند ، با همکاری مردان که آن را روی چَکنه ریخته و به زنان می رسانند ، آن را با دست در قالب های خاصی در آوردند ، تا همانطور خشک شده سوخت زمستان شود . در این روز صاحب خانه مهمانی بزرگی بر پا می کند و همه کارگران نهار مهمان او هستند و آش دوغ و کره جزء ثابت غذای آن روز است. ( برگرفته از کتاب فرهنگ تاتی دکتر سبزعلیپور )

اما این کار که به صورت یک تعاون و همیاری برگزار می شد و نوعی ایجاد همبستگی و وحدت در میان اهالی ایجاد می کرد به مرور زمان و با جایگزینی مواد دیگری همچون نفت و هم اکنون گاز برای سوخت از بین رفته و دیگر در روستا  انجام نمی شود  


مردان دروی در حال سلَه کار اوایل دهه 50

عکس از : صفحه فیس بوک دروج آن





لینک های مرتبط :


نوع مطلب : آیین های سنتی مذهبی، 
برچسب ها : سلَه کار، روستای درو، کتاب فرهنگ تاتی دکتر سبزعلیپور،
          
جمعه 3 خرداد 1392

مدت ها پیش داشتم از کوچه پس کوچه های روستا رد می شدم که نشستن تعدادی از مادران عزیز در کنار یکدیگر ، در یک بعد ظهر آفتابی که در حین انجام کار،  با یکدیگر نیز صحبت می کردند توجه من را به خودش جلب کرد و نزدیک شدم و بعد از احوالپرسی و خسته نباشید و به زبان خودمان « شادی بنشه »

صحبتهایشان جالب و برای من ناآشنا ، موضوع حرفشان عروسی بود چون حرفشان عروسی های قدیم بود نه الان .

ام چیه عروسی اس ک الاینه جوانان گیرند هیچ بدرد نَره

حا وله راست واجی اَوَقتینه عاشقان اِرزیند ام اُرکسان

اَوقتینه رسمانشان همشان ده ویر برکَردَ، ویرران اس یندینه شیمان برنج آوجینی، چنده خانچَه بریمان الان ایله خانچه برند اشتن وَو را انی تنهایی هیچ همسادَیان نی نواجند

فراش خدابیامرز ران ویر اس آیسَی لِفَ دوجی را   اَه کرا لِف دوجیسَی ام وَردَه نی زنکان کرا مزا کریند اشترا

چَه وَوَه تموشایان چنَدَه شلوغ بب مردکان چندَه آردَه یندی پشنیند عروس نی اسب دَنشی آیسَی داماد کَ ای نفر نی چَه پرانکو آینَکا گیریسَی


عبدل اَلا ران ویر اس همه عروسیان کو پران دَب اَ اشتن نی ام عروسیان دوست نداره و مجبوری شو عروسیان گاردانه 

 یادش بخیر چ روزانی بیند 

تصاویر از آرشیو خانوادگی یکی از بستگان برگرفته شده اند .





لینک های مرتبط :


نوع مطلب : فرهنگ و ادب، آیین های سنتی مذهبی، 
برچسب ها : عروسی سنتی، روستا، روستای درو،
          
دوشنبه 30 اردیبهشت 1392

 استفاده از مطالب و عکسهای این سایت تنها با ذکر عبارت «وبسایت روستای درو» مجاز است.

( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره سایت


روستای درو در 4 کیلومتری شمال غربی شهر کلور قرار دارد.
ارتفاع این روستا از سطح دریا 1590 متر می باشد. این روستا در طول جغرافیائی 48ُ،42 و عرض جغرافیایی 37،25ُدرجه قرار دارد. از نظر موقعیت جغرافیایی کوه آلون آرو در جنوب، کوه آسمه چال در شمال غرب، دیه دره در غرب ، آبه دره در شمال شرق و خانقاه دره در جنوب و جنوب غرب روستا قرار دارند. به نظر می رسد عامل اصلی استقرار جمعیت در روستای درو وجود زمینهای مساعد برای کشاورزی، آب و هوای مناسب و آب فراوان می باشد . به طور کلی منابع غنی آب ، زمینهای مساعد کشاورزی، موقعیت خاص روستا و قرار گیری در کنار راه ارتباطی خلخال _ کلور از عوامل موثر بر شکل گیری و توسعه روستا بوده اند .

فرزند کوچک روستا : مهدی ویسانیان

کارشناس ارشد پژوهش علوم اجتماعی

ارتباط با ما :

پست الكترونیك:

mehdiveisanian@yahoo.com

mehdiderav_2005@yahoo.com

شماره تماس : 09144562684

سامانه پیامکی :

30006106204000

مدیر سایت : مهدی ویسانیان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اشعار تاتی
    تعداد اشعار: یازده شعر

    برای انتخاب شعر دلخواه از دکمه قبلی و بعدی (دکمه های کناری) پخش کننده استفاده کنید.
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات